یارانه 15 میلیون ایرانی معادل تبلیغات یک ماه همراه اول

بر اساس گزارش های مالی اپراتور همراه اول در سال 1400 ، این اپراتور حدود 686 میلیارد تومان برای آگهی و تبلیغات هزینه کرده است که با در نظر گرفتن یارانه 45 هزار و 500 هزار تومانی هر ایرانی، هزینه تبلیغات همراه اول در سال 1400 معادل رایانه بیش از 15 میلیون ایرانی در یک ماه بوده است. این رقم که در مقابل هزینه تبلیغات 419 میلیارد تومانی همراه اول در سال 99 رشد قابل ملاحظه ای داشته، در شرایطی بیان شد که این اپراتور مدعی بود، درصورت عدم افزایش تعرفه ها در سال جدید متضرر خواهد شد.

اپراتور همراه اول به عنوان اولین و بزرگترین اپراتور در کشور، از بیشترین تعداد مشترک در بین اپراتورها برخوردار است و در حال حاضر تعداد سیم کارت های فعال این اپراتور در بازار ایران از مرز 100 میلیون می گذرد که از این تعداد، حدود 80 درصد سیم کارت ها اعتباری و 20 درصد آنها نیز دائمی می باشد.

با توجه به این که درآمد اصلی همراه اول از طریق مشترکین خطوط سیم کارت دائمی همراه اول و سیم کارت اعتباری همراه اول به دست می آید، بررسی ها نشان می دهد که این شرکت در سال 99 بیش از 17 هزار میلیارد تومان درآمد داشته است. این در حالی است که در اردیبهشت ماه سال 1400 در مجمع عمومی سالیانه سهامداران همراه اول؛ سود خالص این شرکت در سال 99 رقمی معادل چهار هزار و 335 میلیارد تومان اعلام شده است.

این میزان سود قابل توجه در شرایطی بود که در سال 99، محمد جواد آذری جهرمی، وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات از تخلف چند صد میلیاردی تومانی اپراتورها خبر داده بود و گفته بود: "اپراتورها در ایران به مبلغ 600 میلیارد تومان گران فروشی کرده اند." گزارش های سال مالی دو اپراتور همراه اول و ایرانسل که بر اساس آن مالیات پرداخت می کردند، نشان می داد که این دو اپراتور با وجود سودهای هنگفت، برای کسب سود بیشتر تعرفه های خود را افزایش داده بودند، به همین خاطر آذری جهرمی  از ارسال پرونده گرانفروشی و تخلف اپراتورهای همراه اول و ایرانسل از سوی سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی کشور به شعبه تعزیرات خبر داد که البته تا کنون خبر جدیدی از آن در دسترس نیست.

آنچه قابل تامل و تعمق است ابرام و پافشاری اپراتورها به گران شدن تعرفه اینترنت قبل از شروع سال جدید می باشد. پیش از آغاز سال 1401 اپراتورها اعلام کرده بودند که با تعرفه های ثابت دیگر امکان فعالیت نداشته و خواستار افزایش 100 درصدی تعرفه اینترنت در سال جاری شدند. آنها در حالی ادعا می کردند در صورت عدم تغییر تعرفه ها ضرر خواهند کرد که رقم سود یک سال آنها نجومی و هنگفت برآورد شده بود.

البته این ادعا زمانی که در مقابل هزینه تبلیغات اپراتور همراه اول در سال 1400 قرار می گیرد کمی عجیب و غریب به نظر می رسد، زیرا منطقی نیست شرکتی که زیانده می باشد، رقمی چنین بزرگ را صرف هزینه های تبلیغات خود نماید. این ادعاها زمانی عجیب تر خواهد شد که هزینه بخش تبلیغات اپراتور همراه اول در سال 1400 روند صعودی داشته و نسبت به سال 99 رشد 66 درصدی را نشان می دهد.

 ادعای اپراتورها در خصوص متحمل شدن ضرر مالی به خاطر ثابت ماندن تعرفه ها در سال 1400، باعث شد تا در نهایت در 25 فروردین ماه 1401 سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با درخواست افزایش تعرفه ها موافقت کند و وعده دهد که گرانی بسته های اینترنت را جبران خواهد کرد. البته پیش از این نیز ابراهیم رئیسی در شعارهای خود وعده اینترنت رایگان برای گروه های کم درآمد را مطرح کرده بود.

تجربه مردم نشان می دهد که وعده ها و شعار های انتخاباتی، که اغلب در فضای رقابتی انتخابات بیان می شود، فاقد هر گونه برنامه ریزی اصولی و بنیادی بوده و دولت ها معمولا تلاشی در راستای تحقق آنها نخواهند کرد. به نظر می رسد باید منتظر ماند و دید که آیا اپراتورها حاضرند کمی از سود میلیاردی خود در جهت رفاه اقشار کم درآمد جامعه بگذرند و وعده جبران گرانی بسته ها محقق خواهد شد یا نه؟

منبع:وبلاگ رندباز


در اتاق فرار های 18+ دنیا چه میگذرد؟

اتاق فرار ژانرهای متفاوت و بعضا عجیبی دارد.

جنایی، علمی- تخیلی، تاریخی، اتاق فرار ترسناک ، جنگی و مانند آن.

اما یکی از ژانرهای خاص و کمیاب اتاق فرار، اتاق فرار مخصوص بزرگسالان(18+) است. این اتاق فرارها تقریبا در اکثر نقاط دنیا و به خصوص در اروپای شرقی یافت میشوند.

به دلیل مسایل فرهنگی امکان اشاره مستقیم به طراحی و المان های به کار رفته در آن را نمی توان داشت. ولی به معرفی 5 مورد از این اتاقها میپردازیم:

 

معرفی 5 اتاق فرار با ژانر 18+ در دنیا:

 

  1. Lolita shop ویلنیوس - لیتوانی

زمان بازی: 60 دقیقه

تعداد نفرات مجاز برای بازی: 2 تا 6 نفر

قیمت ورودی برای هر نفر: 50 یورو( حدود 1.550.000 تومان)

 

داستان بازی:

شما وارد یک مغازه فروشنده لوازم مخصوص بزرگسالان می شوید. صاحب مغازه که اتفاقا یک خانم می باشد شما را وارد رویای کثیف خود میکند. این برای شما صرفا یک رویا نخواهد بود بلکه واقعیت است!

یا از این فانتزی جنسی خلاص میشوید یا برای همیشه در آن گیر میافتید.

 

 

  96SHADE OF GREY.2   مسکو – روسیه

زمان بازی: 60 دقیقه

تعداد نفرات مجاز برای بازی: 2 تا 7 نفر

قیمت ورودی برای هر نفر : 1350 روبل ( حدود 540.000 تومان )

 

داستان بازی:

شما خود را در خانه بانوی مرموزی می بینید ، که ممکن است سرگرمی های او تا حدودی عجیب و غریب به نظر برسد. او کیست ؟  شیطانی مکار یا فرشته ای که دچار وسوسه می شود؟

فقط یک چیز است که  میتواند شما را نجات می دهد ، میل به تفریح.

اما به یاد داشته باشید ، شما باید برای هر لذتی هزینه کنید.

در کامنتهایی که برای این اتاق گذاشته شده، افراد اشاره کرده اند که تنها با دوستان بسیار نزدیک خود به این بازی بروید.

 

 

RED LIGHT DISRICT.3        سنت پترزبورگ– روسیه

زمان بازی : 60 دقیقه

تعداد نفرات مجاز برای بازی: 2 تا 6 نفر

قیمت ورودی برای هر نفر: 1450 روبل ( حدود 580.000 تومان )

 

داستان بازی:

شما خود را در دنیای لذت های نفسانی خواهید دید ، جایی که چندین خانم شما را محاصره کرده اند و چاره ای جز اطاعت از آنها ندارید.

جایی که هیچ منعی وجود ندارد و همه چیز مجاز است، و البته یک غریبه که سخاوتمندانه به خاطر تلاش های شما پاداش می دهد.

در توضیحات این بازی ذکر شده که فقط به زوج های متاهل و دوستان خیلی صمیمی توصیه میشود.

 

 

Escape Vegas.4   لاس وگاس – آمریکا

زمان بازی: 60 دقیقه

تعداد نفرات مجاز برای بازی: 2 تا 8 نفر

قیمت ورودی برای هر نفر: 35 دلار ( حدود 900.000 تومان )

 

داستان بازی:

یک رقصنده کلاب بزرگسالان به قتل رسیده و شما اولین نفری هستید که او را پیدا میکنید. قاتل همچنان در کلاب است و به دنبال شما میگردد. ولی اینکه او کیست و چرا به دنبال شما است را خودتان باید پیدا کنید.

این بازی را مالک یک فروشگاه وسایل بزرگسالان در انتهای فروشگاه خود افتتاح کرده. به گونه ای که درب خروج از بازی به فروشگاه باز میشود و به گونه ای تبلیغ برای فروش بیشتر اجناس است.

 

Hangover Déjà Brew.5       لندن- انگلستان

زمان بازی: 60 دقیقه

قیمت بلیط برای هر نفر: 30 یورو ( حدود 930.000 تومان )

با خواندن اسم بازی و سناریو این اتاق به یاد فیلم طنز The Hangover می افتید.

 

داستان بازی:

" نور از میان پرده های اتاق هتل به داخل میزند. کمی گیج و گنگ بیدار میشوید و چیزی از شب گذشته یادتان نمی آید. احتمالا شب گذشته اوضاع از کنترل خارج شده بوده. تمام کف اتاق پر از بطری های خالی است و بدن های نیمه برهنه در همه جای اتاق دیده میشود. همه جا را میگردید ولی نشانی از دوستتان که چند ساعت دیگر عروسی اوست پیدا نمیکنید.

آیا این مهمانی مجردی قبل از عروسی، به کابوس آقای داماد تبدیل میشود؟ برای پیدا کردن داماد خیلی فرصت ندارید."

در توضیحات اتاق ذکر شده که ورود تنها برای افراد بزرگسال مجاز است.

 

خوشبختانه این گونه از اتاق های فرار در دنیا زیاد نیست . قطعا این نوع محتوا با روحیه و تفکر کودکان و نوجوانان که مخاطب اصلی اتاق فرار هستند سازگار نیست و محتوای غیر اخلاقی آنها آسیب رسان و دارای انحطاط است.

شما میتوانید در محیطی سالم و عاری از هرگونه ناهنجاری، لحظاتی شاد و مفرح را در کنار خانواده و دوستان در اتاق فرار انیگما تجربه کنید.

 

منبع: وبلاگ اتاق فرار انیگما

 


فناوری جدید اپل،شارژر 35 واتی مجهز به دو درگاه USB-C

کمپانی اپل که در طول این سال ها ثابت کرده در عرصه تولید محصولات و به کارگیری فناوری های به روز می تواند داعیه دار اولین های بازار باشد، این بار نیز قرار است با یک فناوری جدید و منحصر بفرد جهان را شگفت زده کند.

همیشه قبل از رونمایی از محصولات و تولیدات شرکت ها شایعات زیادی از گوشه و کنار در مورد تجهیزات و فناوری محصولات شنیده می شود که به نوعی از جذابیت های دنیای فناوری به شمار می آید. به نظر می رسد این بار نوبت محصول جدید شرکت اپل است و خبرها حول و حوش فناوری جدید این شرکت می چرخد.

در خبرها آمده که اپل به زودی قرار است یک شارژر 35 واتی مجهز به دو درگاه USB-C را که احتمالا از فناوری گالیم نیترید ( Gan ) بهره می برد، روانه بازار نماید.

البته اپل پیش از این به همراه مک بوک پرو 16 اینچی، یک آداپتور 140 واتی مجهز به این فناوری را عرضه کرده است، بنابراین این محصول اولین شارژر تولید شده با فناوری Gan نخواهد بود، ولی این محصول جدید قطعا اولین شارژر مجهز به دو درگاه USB-C این کمپانی خواهد بود.

این احتمال هم وجود دارد که این شرکت بخواهد این شارژر را به همراه نسخه ارتقا یافته ای از شارژر مگ سیف  Duo  عرضه کند. این شارژر نه تنها به کاربران این امکان را می دهد که گوشی های آیفون و اپل واچ را به طور همزمان شارژ کنند بلکه به اپل کمک می کند تا با بهره مندی از این فناوری محصول جدید خود را به ابعاد کوچکتری طراحی و روانه بازار کند.

در توضیحات این شارژر آمده که مجموع خروجی دو درگاه این شارژر برابر با 35 وات است و نه برای هر درگاه به طور مجزا و در حالت های زیر می توان از آنها استفاده کرد:

 20VDC/1.75 A و 9VDC/3A، 15VDC/2.33A و 5VDC/3A

با توجه به این که اسناد مربوط به شارژر 35 واتی جدید اپل لحظاتی پس از قرار گرفتن در وب سایت اپل حذف شدند، در حال حاضر نمی توان در مورد زمان دقیق عرضه این محصول اظهار نظر کرد.

البته شاید این محصول هرگز به بازار عرضه نگردد ولی با استناد به اطلاعاتی که تا کنون از این محصول به دست آمده، می توان گفت این تکنولوژی این فرصت را به کار بر می دهد تا با این آداپتور، یک گوشی آیفون 13 پرو مکس به همراه اپل واچ، یا یک مک بوک ایر جدید با اپل واچ، یا دو آیپد و یا دو آیفون را به طور هزمان شارژ کنند

منبع:وبلاگ رندباز.

ارائه اینترنت رایگان، سیاستی تکراری و شکست خورده

زندگی در دنیای مدرن امروزی بدون اینترنت عملا غیر ممکن است، انجام کلیه کارهای شخصی و اداری مانند امور بانکی، آموزشی، بیمه، پرداخت قبض و خرید شارژ همه و همه به دنیای بی نهایت اینترنت وابسته است. به همین خاطر هزینه های این بخش باید به عنوان جزء لاینفک هزینه های خانوار در نظر گرفته شود.

چند روزی است که از همه جا خبرهایی مربوط به گرانی اینترنت شنیده می شود، که با وجود محاسبه رسانه ها و توجیه مسئولان، فقط نشان از بدتر شدن اوضاع و بیشتر شدن هزینه های این بخش خواهد داشت. با وجود آن که هنوز فکر اساسی و بنیادی برای زیرساخت ها و مساله پهنای باند و سرعت و کیفیت اینترنت؛ چه ثابت و چه همراه؛ نشده است، قیمت ها را افزایش دادند و امیدوارند با گران کردن اینترنت در این بخش اتفاقی فوق العاده رخ داده و ناگهان همه چیز عوض گردد. در این بین طرح صیانت از اینترنت نیز فرمول شتاب زده ای است که مشخص نیست آیا در فضای کنونی راهبردی است یا مشکل افزا؟!!

نعناکار در این خصوص می گوید: "افزایش قیمت اینترنت دو نکته دارد: یکی این که باز بر می گردد به شبکه ملی اطلاعات. اگر واقعا شبکه ملی اطلاعات ایجاد شده باشد و تفکیکی تعرفه صورت بگیرد ما هم شاهد کیفیت خوب خدمات هستیم، هم قیمت پایین تعرفه. ولی متاسفانه به این علت که این تفکیک در لایه های زیرساختی درست انجام نشده، مردم مجبورند قیمت اینترنت گران شده را بپردازند و پهنای باند هم که به هر دلیلی تامین نشده از مبادی بین المللی در واقع گیت وی اصلی و کیفیت هم یک چیز محسوسی نمی بینند که تغییر کرده و بهتر شده باشد و فشار مضاعفی به مردم وارد می شود."

بر اساس تفکیک تعرفه؛ زمانی که کاربران از شبکه ملی اطلاعات استفاده می کنند؛مثلا وقتی از اپلیکیشن ها بانک ها، مدارس و ادارات دولتی استفاده می شود، نباید هزینه بالایی بپردازند. ولی از آن جهت که در حال حاضر هیچ مرجعی وجود نداشته که مشخص کند ارتباطات کاربران بر روی شبکه ملی است یا شبکه بین الملل، مشترکین مجبور به پرداخت هزینه های نامشخصی هستند که هیچ پاسخی برای آن پیدا نمی شود.

نعناکار در ادامه در خصوص محاسبه یکسان ترافیک داخلی و خارجی می گوید : "تامین کنندگان اینترنت می گویند این طور نیست که تعرفه این دو یکسان باشد. اما سنجه ای ندارید، مثلا شما با موبایلت به اینترنت وصل می شوی و بانکت را چک میکنی، کارت به کارت می کنی یا بیمه ماشین تمدید می کنی یا سوابق بیمه تامین اجتماعی را نگاه کنی، هیچ جا به تو نمی گویند این ارتباطات الان روی کدام شبکه انجام می شود؟ روی شبکه ملی یا شبکه اینترنت. اگر روی ملی است قیمتش چند است؟

فرمولی که ارائه کرده اند که یک سوم قیمت است، چطوری محاسبه می شود. یعنی اگر قبض دیتایت را بگیری این تفکیک معلوم نیست که چند گیگ یا مگ آن روی شبکه ملی آمده و کدام روی شبکه اینترنتی. لذا مجبوری از همراه اول یا ایرانسل یا نت خانگی پکیج کامل اینترنت را بخری. شاید من بخواهم فقط شبکه ملی بخرم. من ماهی 500 هزار تومان می دهم ؛ولی کلا کارم روی شبکه ملی است و به اینترنت کاری ندارم. این تفکیک وجود ندارد و این پولی که مجبوری برای شبکه اینترنت بدهی معمولا چندین برابر است و تفکیکش هم شفاف نیست.

از نظر قضایی ما نمی توانیم تفکیک کارشناسی داشته باشیم با ادله متقن و بگوییم پولی که بابت ارتباطات دادی کجا خرج شده. به شما هم خیلی این اجازه را نمی دهند که خودت انتخاب کنی، کما این که این انتخاب در خیلی از کشورها وجود دارد، مثلا من یک مدرسه دارم و مدرسه ام هم فقط از شبکه ملی استفاده می کند."

بنابراین با توجه به این که تفکیکی از سوی مراجع ذیربط صورت نپذیرفته، کاربر همواره در سردرگمی خواهد بود و مجبور به پذیرفتن هر چیزی است که اعلام می گردد .

 

آیا فضای رقابتی بین اپراتورها وجود دارد؟

از نظر تئوری اپراتورها دولتی نبوده و فضای رقابتی ای که بین آنها وجود دارد باعث میگردد تا بسته ها و طرح های مقرون به صرفه ای نصیب مشترکین گردد.

نعناکار درباره شبهه وجود انحصار در ارائه خدمات اینترنتی می گوید:

"این نکته به تحقق میدانی نیاز دارد. ما هیچ اپراتور خصوصی نداریم واقعا. ممکن است روی کاغذ باشد ولی سهامداری را نگاه کنی و مجامع را، دولتی طور هستند. رقابتی ندارند، بیشتر بازار را تقسیم می کنند. این با رقابت کردن فرق دارد. چند سال پیش آمدن این کار را بکنند.

پروانه های ام وی آن اورا زدند. 23 یا 24 پروانه دادند که بتوانند فضای رقابتی را گسترش دهند داخل کشور. چنید سیم کارت و اپراتورهای همراه آمدند مثل کیش، سامان و آپ تل و ... ولی این طرح شکست خورد. چون خود ام آن اوها رقابت بین خودشان را تشدید کردند.

اجازه نمی دهند به لایه های پایین ام وی آن او برسد. او هم که می خواهد رقابت کند، وقتی می بیند بازار یک بازار غیر رقابتی است و بخش خصوصی نیست، تقسیم می کند. این باعث می شود اینها همیشه از ان بالا یک دلی می کنند. لذا هیچ وقت شما نمی توانید در این بازار فعلی انتظار داشته باشید که یا رقابت شکل بگیرد یا منجر به کاهش هزینه شود.

این اتفاق هیچ وقت نمی افتد. بهترین شرایط این است که قیمت های اپراتورها با هم سینک و یکسان شد. این که بخواهد کاهش پیدا کمد، امکان ندارد."

 

سرویس اینترنت رایگان، راهکاری شکست خورده

بر اساس اعلام سازمان تنظیم مقررات رادیویی، اینترنت رایگان به طبقات کمتر برخورداری که ماهیانه کمتر از دو گیگ مصرف می کنند، اختصاص می یابد.

نعناکار در خصوص این خبر هم گفت : "من در جزئیات این صحبت نیستم، باید ببینم دو گیگ از چه را می گوید.

دو گیگ اینترنت را می گوید یا دو گیگی را می گوید که مخلوط با شبکه ملی است یا دو گیگ شبکه ملی است. بله، خیلی از افراد در خانه فیلیمو و نماوا می بینند.

این باید شبکه ملی باشد دیگر، باید ببینیم الان کسی که اشتراک می گیرد و پول اینترنت می دهد و نماوا و فیلیمو می بیند، دارد پول چه چیزی را می دهد؟ بخشی پول اشتراک خدمات را می دهد و بخشی پول پهنای باند و بخشی ترافیک. آیا واقعا اینها تفکیک شده؟

نکته دوم این که به نظرم سوبسید دادن کلا این مدلی غلط است. ماده سه قانون تجارت الکترونیکی می گوید: وقتی می خواهی قانون تصویب کنی؛ باید به این مصوبات بین المللی نگاه کنی تا شما در نظام بین الملل با ارتباطات و دیتا هماهنگ باشی. نمی شود جزیره جدا باشی. ما پرکتیس این مدلی نداریم که دولتی بیاید، بگوید من این مدلی فلان تومن بایت فلان مساله می دهم. بلکه می گوید: من کف هزینه و کف ارتباطات و کف کیفیت را تضمین می کنم."

در دوره های پیشین هم اپراتورها تجربه اختصاص اینترنت رایگان به اقشار مختلف مانند معلمان، طلاب، اساتید و ... داشته اند و تلاش می کردند تا مشکلات گرانی اینترنت را کمی کم رنگ تر جلوه بدهند. به نظر می رسد این مساله که در آن زمان هم مانند مانند مسکن عمل می کرد، خیلی کارگشا نبود و در جهت رفع مشکلات تاثیر خاصی نداشت.

از آنچه گفته شد می توان دریافت مساله زیر ساخت ها و تفکیک هزینه های اینترنت معضلی بنیادی است که احتیاج به برنامه ریزی و مدیریت حساب شده خواهد داشت تا بتواند شریط را بهبود بخشیده و در دراز مدت کارگشای هزینه های اینترنت خانوارها گردد.

منبع: وبلاگ رندباز


جنایات هولناک

هفت جنایت هولناک ژاپنی که شنیدن آنها ممکن است برای شما باور نکردنی باشد اما این جنایات عجیب تاریخ وجود دارد، حتی به گفته برخی این جنایات وحشتناک به ذهن هیچکس خطور نمیکند.

خب تا انتهای لیست جنایات وحشتناک با ما باشید و نترسید:

7- ساتومی میتارای

ساتومی میتارای، دانش‌آموز ۱۲ ساله‌ای بود که در مدرسه‌ی ابتدایی اوکوبو واقع در ساسِبو، درس می‌خوند ،ساتومی در سال 2004 توسط هم‌کلاسی ۱۱ ساله خودش – که پلیس هرگز نام او رو فاش نکرد، و از او با نام دختر 1 یاد می‌شه – مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به قتل رسید.

 در گزارش‌ها اومده که ساتومی در اینترنت مطالبی در مورد وزن و قیافه‌یاون دختر  منتشر، و از اون با عنوان «زشت» و «پاچه‌خوار» یاد کرده بود. یک روز بعدازظهر، ساتومی و دختر 1 با هم گلاویز می‌شن، و به دنبال اون دختر 1 با یک چاقوی جیبی، دست و گلوی ساتومی را پاره می‌کنه. دختر 1، بخاطر سن‌اش، به چهار سال حبس در مرکز اصلاح و تربیت محکوم شد.

گاهی اوقات ممکنه است اتفاقاتی بیفته یا حرف‌هایی گُفته بشه، اما این موضوعات باعث نمی‌شه حق داشته باشید گلوی کسی را پاره کنید؛ و مهم نیست که چند سالتون هست، فقط باید اون فرد رو نادیده بگیرید.

 

6- آیوا ماتسو

آیوا ماتسو قربانی یک جنایت وحشتناک دیگه بود که در سال 2014 در ساسبو اتفاق افتاد. این قتل ۱۰ سال بعد از مرگ ساتومی روی داد.

 آیوا ماتسو برای دیدن دوستش به آپارتمان اون رفته بود که دوستش ضربه‌ای به سرش وارد کرد و بعدش سعی کرد تا او رو حلق‌آویز کنه و این امر موجب مرگِ اون از خفگی شد.

جسد آیوا ماتسو، در حالی که سر و دست چپ‌اش از تنش جدا شده بود، در اون آپارتمان کشف شد. قاتل اون بعدها اعلام کرد که هیچ کینه‌ای از دوستش نداشته و فقط می‌خواسته تا یک نفر رو بکشه. اون در مجموعه‌ای از پست‌های اینترنتی به جنایتش اعتراف کرد.

عنوان یکی از این پست‌ها اینطور بود: «کارم به قتل کشید!» اون در این پست نوشته بود «اوه نه، هر چقدر خون‌ها رو پاک می‌کنم باز هم ادامه داره.»اون  پستی دیگه در یک فروم منتشر کرد که حاوی چندین عکس از یک دست چپ و لباسی خون‌آلود بود. نام مجرم، بخاطر نوجوان بودنش، هرگز اعلام نشد.

 

5- تتسومی میازاکی

تتسومی میازاکی از آگوست ۱۹۸۸ تا ژوئن ۱۹۸۹ چهار دختر جوان، بین سنین ۴ تا ۷ ساله رو ربود و به قتل رسوند.

اون  پس از دزدیدن اونها، لباس‌هاشون رواز تن‌ شون در می‌آورد و از بدن برهنه‌ی اونها عکس می‌گرفت، بعدش هم اونها رو به قتل می‌رسوند تا بتونه فانتزی‌های نکروفیلیاش رو روی اونها پیاده کنه. وقتی که رابطه‌ی جنسی‌ ش با اجساد به پایان میرسید، دست‌ها و پاهاشون رو می بُرید تا اونها رو به عنوان غنائمش نگه داره، اون حتی کار رو به جایی رسوندکه یکی از اون دست‌ها رو خورد و خون شون رو نوشید.

اون پس از اینکه پلیس ۵۷۶۳ کاست ویدیویی از پورنوگرافی کودکان، فیلم‌ها و انیمه‌های ترسناک رو در خونه اش پیدا کرد، توسط رسانه‌ها، به «قاتل اوتاکو» معروف شد. در ۲۳ جولای ۱۹۸۹، در حالی که بعد از تجاوز به یک دختر جوان در یک پارک، سعی در فرار داشت، توسط پلیس دستگیر و در ژوئن ۲۰۰۸  اعدام شد. پدر میازاکی از پرداخت هزینه برای دفاع از پسرش خودداری کرد، و او در سال ۱۹۹۴ دست به خودکشی زد.

 

بیشتر بخوانید: پیرمرد و پیرزن مهربان اما قاتل

 

4- قتل‌عام مدرسه‌ی اوزاکا

مامورو تاکوما از کودکی نشانه‎هایی از سه‌گانه‌ی مک‌دونالد رو بروز می‌داد.

 سه‌گانه‌ی مک‌دونالد مجموعه‌ای از سه مشخصه‌ی رفتاری هست که اگر هر سه یا دوتای اونها  باهم ترکیب بشن، بعدها موجب تمایلات خشونت‌آمیز، خصوصاً جرایم سریالی خواهد شد. نخستین علائم اون در سن ۱۲ سالگی، زمانی که یک بچه‌گربه رو بین یه روزنامه پیچید و آتیش زد، بروز کرد.

اون در طی دوران نوجوانیش همچنان به سلاخی کردن گربه‌ها ادامه داد و برخی‌ شون رو به داخل کوره انداخت، و از همین‌جا بود که زندگیش به جُرم و جنایت کشیده شد و هر شغلی روکه پیدا می‌کرد از دست می‌داد. اون پیش از قتل‌عام مدرسه‌ی اوزاکا، ۱۱ مرتبه دستگیر شده بود.

در سال ۲۰۰۱ مامور و از شغل‌اش، که سرایدار مدرسه‌ی ابتدایی ایکِدا  بود، استفاده کرد تا آخرین جنایتش رو به انجام برسونه.

اون با یک چاقوی آشپزخانه وارد مدرسه شد و ۸ کودکِ ۷ و ۸ ساله رو به قتل رسوند، و سیزده دانش‌آموز دیگه و دو معلم رو شدیداً مجروح کرد. اون دو سال بعد، در آگوست ۲۰۰۳، محکوم به اعدام با طنابِ دار شد.

 

3- قتل‌عام آکیهابارا

توموهیرو کاتو پس از استعفاء دادن از شغلش از زندگی متنفر شد.

اون از اینکه دوست‌دختری نداشت که عاشقش باشه، یا هیچ دوستی نداشت که باهاش درد و دل کنه و خوش بگذرونه، از تنها بودن و کاری برای انجام دادن نداشتن متنفر بود و راه‌حلش برای غلبه بر این شرایط، به قتل رسوندن انسان‌ها بود.

توموهیرو کاتو روز یکشنبه، ۷ ژوئن ۲۰۰۸، یک کامیون دو تنی اجاره کرد و در بازار آکیهابارا با تمام سرعت به سمت پنج نفر رفت و سه نفر از اونها رو کُشت؛ اما به قتل رسوندن سه نفر برای اون کافی نبود، بخاطر همین از کامیون پیاده شد و ۱۲ نفر دیگرو مورد اصابت چاقو قرار داد و چهار نفر از اونها  رو کشت و هشت نفر دیگرو به شدت مجروح کرد.

پلیس با محاصره‌ی توموهیروی ۲۵ ساله و تهدید اون با اسلحه مانع از فرارش شد. اون در سال ۲۰۱۱ محکوم و در سال ۲۰۱۵ اعدام شد.

 

2- گاز سارین در مترو

در ۲۰ مارس ۱۹۹۵، فرقه‌ای موسوم به اوم شینریکو، که رهبرِ اون شوکو آساهارا که خود رو«مسیح» می‌دونست، بعد از یک آزمایش در محل زندگیشون که موجب مرگ هفت تن شده بود، تصمیم گرفتن از سیستم متروی توکیوبه عنوان آزمایشگاه خودشون برای بررسی تأثیرات گاز سارین استفاده کند.

 گاز سارین یک گاز اعصاب مرگباره که به عنوان یک سلاح شیمیایی تولید شده و می‌تونه در عرض ۱ الی۱۰ دقیقه موجب مرگ هر موجودی بشه. این حمله، که بین ساعت ۷ و ۸ صبح، در پر ترددترین ساعات مترو انجام گرفت، ۱۳ کشته و ۶۰۰۰ مجروح به دنبال داشت، در گزارش‌ها اومده  که ۱۰۰۰ نفر از اونها بخاطر این گاز دچار مشکلات موقت بینایی شده بودن.

این حمله‌ بعد از جنگ جهانی دوم، (البته پیش از وقوع آتش‌سوزی در ساختمان ۵۶ میوجو در اول سپتامبر ۲۰۰۱ بزرگ‌ترین حمله در ژاپن محسوب می‌شد. پلیس ژاپن اعلام کرد که این اقدام، شیوه‌ی این فرقه برای تسریع در وقوع آخرالزمان بود.

 اونها می‌خواستن با این حرکت، حکومت ژاپن رو عزل و رهبر خودشون رو به عنوان «امپراطور ژاپن» منصوب کنن. اعضای این فرقه به حبس ابد و اعدام محکوم شدند

1- قتل جونکو فوروتا

جونکو فوروتا یک دانش آموز ژاپنی که متولد ۲۲ نوامبر ۱۹۷۲بود، اون در شانزده سالگی ، بسیار زیبا و بسیار باهوش بود ، که این موضوع اون رو مورد توجه همه اطرافش قرار داد و بیشتر پسرای مدرسه می خواستنن به اون نزدیک بشن و باهاش صحبت کنن حتی شده برای پنج دقیقه ، اما اون بسیار متعهد و از نظر اخلاقی منظم بود ، اون هر تلاشی برای نزدیک شدن به خودش رو رد میکرد.

یکی از این دانش آموزهایی که شدیدا پیگیر جونکو بود ، هیروشی میانو ، رهبر دانش آموزهای آشوبگر و قلدر در مدرسه بود ، اون همچنین عضوی از باند یاکوزای ژاپن بود ، که قدرت و حاکمیت بر همه چیز در کشور رو داشت ، حتی در خود دولت و البته هیروشی عادت داشت که از طرف دیگران طرد نشه. و وقتی جونکو حاضر نشد با اون معاشرت کنه ، بسیار عصبانی شد و تصمیم گرفت اون رو به خاطر این رفتارش، سخت مجازات کنه ، اون با سه نفر از پیروانش موافقت کرد جونکو رو پس از پایان ساعت مدرسه بدزدن

در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۸، جونکو در حالی که دو روز قبل، تولد ۱۷ سالگیش روجشن گرفته بود، از مدرسه خارج شد و به سمت خونه رفت (گرچه برخی میگن که بعد از مدرسه به طرف محل کارِ پاره‌وقتش ‌رفت اما هیچ‌وقت به خونه نرسید.

اون توسط گروهی از پسران جوان، از جمله یک پسر ۱۷ ساله به نام جو که بعدها با نام خانوادگی‌ کامی‌ساکو از اون یاد شد، ربوده شد. اونها گروگان خودشون رو در خانه‌ای که متعلق به والدین کامی‌ساکو بود، 44 روز اسیر کرده بودن.

جونکو در مدتی که در آنجا زندانی بود نزدیک به 400 بار مورد تجاوز قرار گرفت بهش سوسک میدادن بخوره و اگه بالا میاورده مجبورش میکردن که استفراغشو بخوره.

این شکنجه‌های وحشتناک و غیرانسانی تا روز ۴ ژانویه‌ی ۱۹۸۹ طول کشید تا در نهایت جونکو زیر شکنجه جون داد. قاتلین در کمتر از ۲۴ ساعت بعد، در ۵ ژانویه‌ی ۱۹۸۸، جسد جونکو رو در یک کانتینر ۵۵ گالنی انداختن و اون رو با بتُن پُر کردن.

برای شما غیر قابل باور بود ولی تو ایران اتاق فراری داریم که با همین موضوع ساخته شده به اسم اتاق روانی که داستانش از این قراره:

 

در سال 1893 در حوالی شهر شیکاگو آمریکا و در هتلی مرموز اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

گفته می شود بسیاری از ساکنین این هتل به سرنوشتی شوم و اسفبار دچار می شوند.

صدها اتاق بدون پنجره ... راه پله هایی که به هیچ جا راه ندارند...درهای مخفی و اتاق های شکنجه.

دکتر هنری هاوارد هولمز ملقب به اچ اچ هلمز مالک این هتل برای گرفتن جان ساکنین این هتل حاضر به انجام هر کاری هست.

او یک قاتل بالفطره روانی است...در برخی از اتاق های این هتل گازهای سمی کشنده جان افراد را می گیرد و در برخی دیگر آن ها تا سرحد مرگ شکنجه می شوند...

هلمز حتی به اجساد کشته شدگان نیز رحم نمی کند... در زیرزمین این هتل خوفناک... چندین کوره...ظرف های اسید برای سوزاندن باقیمانده اجساد و ابزاری برای قطعه قطعه کردن آنها وجود دارد و به این ترتیب اثری از قربانیانش نیز باقی نخواهد ماند.

متاسفانه اکنون نوبت به شما رسیده است و شما میهمان ناخوانده این هتل شوم هستید. در اتاق فرار برای رهایی از این مهلکه و نجات خود، تنها یک ساعت وقت دارید.

دکتر هولمز روی یک چهارپایه چوبی منتظر و آماده برای میزبانی از مهمانان جدیدش نشسته….

 

منبع: وبلاگ اتاق فرار انیگما